زين الدين محمود واصفى

137

بدايع الوقايع ( فارسى )

مشاطه‌وار مىكند انگشت خود سياه * كز خط و خال چهرهء خوبان كند نگار گرچه زبان بريده بود در ميان « 1 » خلق * باشد نهفته وجه و ليكن سخن گذار

--> ( 1 ) - A : دربان ، B و C : در زبان ، P : به زبان